سفری به استرالیا...

English  فارسی 

 

سفرنامه استرالیا

  

 

منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو میرود ممّد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات ، پس هر نفس را دونعمت است و هر نعمت را شکری واجب. (گستان سعدی)

 

همیشه وقتی صحبت از کار و زندگی میشد به شوخی و جدی به دوستان و خانواده میگفتم که ایران نمی مونم و بالاخره از ایران میرم و کشورهای دیگه رو هم میبینم، از دوران دبیرستان فکر خارج شدن از کشور از سرم بیرون نمیرفت ،تو دانشگاه ، دوران سربازی و تمام مدت حضورم در ایران و بالاخره اتفاق افتاد.

   

 «انسان ساخته افکار خویش است، فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است»

 

 فکر اینکه واقعا زندگی در کشورهای دیگه دنیا به چه شکله و مردم در کشورهای دیگه چطور و با چه فرهنگی زندگی میکنند ، چون همیشه تصاویری که از خودشون در رسانه ها نشون میدن با اون چیزی که دیگران برام تعریف میکردند خیلی متناقض بود ، همیشه دنبال مطالبی میگشتم تا بیشتر در مورد کشورهای دیگه بدونم، هرقدر فیلم نگاه میکردم و مستندهای ساخته شده درمورد کشورهای دیگه رو میدیدم باز هم برام کافی نبود و بیشتر کنجکاو میشدم که اونور دنیا که اینهمه تبلیغ میکنند ، چه خبره !!

 

کمتر کسی واقعیتهای زندگی در کشورهای دیگه رو میگه و شاید هم برخی خط قرمزهای موجود در جامعه یا تصوری که برخی میکنند که اگر واقعیت رو بگن ، دیگران باورشون نمیشه و بحث رسانه و تاثیر گذاری فیلمسازان و خبرنگاران از تاثیر مسافرانی که همیشه به کشورهای غربی سفر کردند خیلی بیشتر بوده .

 

در مورد فرهنگ ، نحوه زندگی و خیلی چیزهای دیگه ، مناطق و مناظر و طبیعت و شهرها و لباس و آداب و رسوم و غیره و غیره و غیره .

 

سال ۱۳۸۲ بود که از طریق آگهی روزنامه متوجه شدم که برای استرالیا ویزای کار میدن و در کل برام جالب بود به این  قاره ٬ یعنی استرالیا سفر کنم .

  

اون موقع تازه یک سال از پایان خدمت سربازیم میگذشت و پول درست و حسابی نداشتم ، ولی فکر استرالیا از سرم بیرون نمیرفت ، سال 1384 زمانی که همین وامهای اشتغال زایی رو می دادند، ثبت نام کرده بودم، و اتفاقا همون سال اسمم در اومد و وام رو دریافت کردم، هر جایی که میشد رفتیم ولی با این 3 میلیون تومن (در واقع 2 میلیون و 880 هزار تومن)  هیچ کاری نمیشد کرد، حتی یه جای کوچیک هم نمیشد اجاره کرد، با دوستم علیرضا خیلی جاها رو گشتیم و فکرها کردیم و وقتی متوجه شدم که با این پول نمیشه کاری کرد ، 3 ماه بعد پول رو به حساب شرکت سایپا گذاشتم تا بتونم باهاش یه ماشین بخرم و 3 ماه بعد یه پراید قسطی گرفتم که هم قسط ماشین و هم قسط وام رو پرداخت میکردیم، تا اینکه بالاخره سال ۱۳۸۵با فروش ماشین و موتور و کمی پس انداز بانکی که داشتم برای ویزای کار استرالیا اقدام کردم و بعد از 8 ماه (که قرار بود بیشتر از 45 روز طول نکشه) ویزام صادر شد .

 

زمستان 1384

     

 

همه مخصوصا پدرم، خیلی اصرار داشت که : « پسرم ماشینت رو نفروش، استرالیا میخوای بری چیکار، همینجا هم کار داری هم برای خودت داری کم کم جا میافتی و به سلامتی خوب هم پیشرفت کردی و ... » ، ولی این حرفها بهم اثر نداشت، واقعا دوست داشتم برم ببینم دنیا دست کیه؟ میخواستم برم یه جای دیگه دنیا هم زندگی کنم و تجربه به دست بیارم و دنیای مردم چشم آبی رو هم ببینم .

 

برای گرفتن ویزا مجبور بودم که از شرکت استعفا بدم ، چون واقعا به کارهایی که قرار بود برای ویزای استرالیا انجام بدم ٬ نمیرسیدم .

  

گرفتن آیلتس و تکمیل مدارک زمان میبرد ، مخصوصا که باید امتحان آیلتس رو خیلی سریع میدادم ، خدا رو شکر قبلا تافل (TOEFL) رو همون سال ۱۳۸۲ امتحان داده بودم و خونده بودم٬ ولی آیلتس (IELTS) به لهجه انگلیسی گرفته میشد و با تافل که با لهجه امریکایی بود٬ فرق زیادی داشت.

 

یک ماه زمان داشتم برای امتحان و تنها کاری که کرده بودم این بود که چندتا کتاب زبان آمادگی آیلتس خریده بودم و اگه راستش رو بخواهید تقریبا اصلا اونا رو نخوندم ، برای اینکه به خودم خیلی مطمئن بودم ، خوب کاری که قبلا تو شرکتها انجام میدادم کارفنی-بازرگانی بود و مدام با زبان انگلیسی درگیر بودم .

 

خدا رو شکر زمان امتحان مشکل زیادی نداشتم ، فقط موقع برگزاری امتحان ، سی دی امتحان گیر کرد و نتونستم بخش شنیدنی (Listening)  رو به خوبی کامل کنم برای همین هم نمره بخش شنیدنی رو در حد نساب(4.5) شدم ، با احتساب اینکه از بخش شنیدنی نمره خوبی نیاوردم٬ نمره کل امتحانم شد 5.5 از 9 .

 

امتحان که تموم شد مدارک رو دادم برای تایید و ترجمه و گواهینامه موتور و ماشین رو هم دادم به سازمان ایرانگردی و جهانگردی و بین المللی کردم که بعدا فهمیدم که استرالیا گواهینامه بین المللی شده از سازمان ایرانگردی و جهانگردی رو قبول نداشت.

 

بالاخره مدارکی رو که با کلی زحمت و دوندگی از اینطرف و اونطرف و این اداره و اون سازمان٬ تهیه کرده بودم رو تحویل کاریابی دادم که بهترین کاریابی برای گرفتن ویزاهای استرالیا خودشون رو معرفی میکردند ، از این کاریابی تعریف ها میشد. اما بعد از چند ماه منتظر موندن برای گرفتن ویزا ٬ واقعا از اینکه مدارکم رو به این کاریابی داده بودم٬ پشیمون شدم .

 

بعد از تحویل مدارک تازه انتظار شروع شد ، منم که میگفتم همه اش حداکثر 2 ماه بیشتر طول نمیکشه ، دنبال کار نمیگشتم و سعی میکردم وقتم رو به جمع آوری اطلاعات و ارتباط با ایرانی های موجود در استرالیا پرکنم و اطلاعات جمع کنم.

 

ایرانیهایی که پیدا کرده بودم به نظر یک گروه جوان و سرحال میومدند و قول و قرارها گذاشتند که ما همه جور کمکی بهت میکنیم٬ و بیا اینجا عشق و حاله و غیره و بچه های ایرانی اینجا زیادند و همه کمک میکنند و اصلا نگران هیچی نباش.

  

بعد از دوماهی که با کاریابی تماس گرفتم ، بهم گفتند که نمیدونند چرا این سری اینقدر کار شما طول کشیده و ما از شما معذرت میخوایم و اگه تا 1 ماه دیگه درست نشد با سفارت تماس بگیر .

 

بعد از یک ماه دیگه هم دوباره تماس و دوباره گفتند یک ماه دیگه و دوباره و دوباره .

 

خلاصه که تو یه شرکت دیگه کار پیدا کردم و شروع به کار کردم و اعصابم بهم ریخته بود که چرا بعد از 6 ماه هنوز ویزایی که میگفتند حداکثر ۲ ماه طول میکشه٬ نیومده .

 

زمستان 1385

 

 

تو شرکت جدید مشغول کار بودم ، با خودم گفتم اگه نشد هم حتما قسمت نبوده و باید بعضی وقتها تسلیم سرنوشت شد.

 

با کاریابی تماس گرفتم که میخوام درخواست ویزام رو لغو کنم و کاریابی هم بهم جواب داد که اگه ویزات رو کنسل کنی تمام پولت رو تمام و کمال بهت پرداخت میکنیم ، فقط یک روز دیگه به ما مهلت بده تا آخرین پیگیری رو انجام بدیم.

 

روز بعد ساعت 11 صبح داشتم در محل یکی از مشتریها سیستمی رو تعمیر میکردم که بهم زنگ زدن و گفتند که آقا برو ساکت رو ببند. خیالم راحت شد و فرداش رفتم و ویزام رو گرفتم و با مدیر شرکت هم صحبت کردم که خیلی ناراحت شد که یکی از کارمندهاش رو از دست میده چون یکی دیگه از همکاران هم یک ماه بعد از من قرار شد بره کانادا و اون موقع هم سرمون بدجوری شلوغ شده بود .

 

بعدا که پاسپورت رو با ویزا گرفتم متوجه شدم که ویزام در ژانویه صادر شده ولی ویزام رو بهم در فوریه تحویل دادند و کلی عصبانی شدم ، چون برای خروج از کشور همه اش دوماه فرصت داشتم در حالی که به طور معمول این زمان سه ماهه٬ ولی چون دیگه حوصله دیدن قیافه ی آژانس کاریابی رو نداشتم (اینقدر که پیگیری کرده بودم)  باهاشون تماس نگرفتم که چراش رو بپرسم....

 

تازه با این شوک که فهمیدم بهم ویزا رو دادند افتادم دنبال بلیط پرواز استرالیا، چون قبلش کاملا ناامید شده بودم که ویزا رو بگیرم و اصلا دنبالش نبودم.

 

بعد از پرس و جو از دوستان و غیره در آژانسهای مختلف متوجه شدم که به استرالیا چند پرواز مختلف وجود داشت ، که پروازهای کشورهای عربی به استرالیا از همه ارزونتر و پرواز هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) از همه گرونتر بود٬ و دلیلش رو هم سابقه پروازی شرکت هواپیمایی هما اعلام کردند و قیمت بلیطش هم تفاوت زیادی داشت.

 

آژانسها گفتند که پروازهایی که به استرالیا وجود داره به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم انجام میشه  و پروازهای مستقیم به استرالیا بدون توقف (None Stop) و فقط با یک توقف کوتاه برای سوختگیری در فرودگاه یکی از کشورهای آسیای میانه (مثل مالزی و اندونزی یا تایلند)  و پروازهای غیر مستقیم به استرالیا٬ توقفهایی در دو کشور امارات و یکی از کشورهای آسیای میانه (مثل اندونزوی یا تایلند معمولا) دارند ٬ انجام میشه.

 

به هر حال که میخواستم با خودم مبلغ پول بیشتری به استرالیا ببرم ، رفتم دنبال پروازهای ارزون قیمت تر و بلیط یک سره هواپیمایی عربی رو گرفتم . پرواز بسیار طولانی و خسته کننده ای بود ، چون پروازم در فرودگاه دبی حدود 8 ساعت تاخیر داشت ،و در فرودگاه دبی باید کلا هواپیما رو عوض میکردم که بهش میگن (Cargo Change) و در مسیر حرکت به بانکوک با باد مخالفی که داشتیم و توقف کوتاه یک ساعته در بانکوک، کل پروازم حدود 30 ساعت طول کشید و خیلی خسته و کوفته ساعت 4 صبح رسیدم داخل شهر ملبورن .

 

 

 پرواز از فرودگاه تهران تا دبی رو با هواپیمایی هما رفتم که یه 747 بود که بعد از حدود 2 ساعت و 45 دقیقه به دبی رسیدیم، که به شدت شلوغ بود و نمیدونم چرا جمعیت زیادی که معلوم بود هندی و پاکستانی هستند داخل فرودگاه منتظر مونده بودند و خیلی ها روی زمین دراز کشیده بودند که معلوم بود مدت زیادی رو منتظر هواپیماشون مونده بودند.

 

 

قبل از فرود در فرودگاه ملبورن داخل هواپیما به تمام مسافرین برگه هایی داده شد که اگر مورد خاصی (مثل مواد خوراکی تازه یا خشک شده ، هر نوع دانه های تازه یا خشک شده ، یا کفشهای خاکی و گلی ، میوه های هسته دار و ... ) داخل ساکشون دارند داخل اون فرم مشخص کنند، از قبل که با یکی از بچه ها که تو سیدنی بود صحبت کرده بودم میگفت که هیچ خوراکی تازه با خودت نیار که برات دردسر میشه و اگه پسته و میوه خشک شده بدون هسته با خودت در بسته بندی صنعتی و برای صادرات بیاری مشکلی نداره ، با این حال من باز هم تو فرم نوشتم که پسته خشک شده و مقداری حبوبات خشک شده دارم که ساکم رو باز کردن و گفتند مشکلی نیست.

 

فرودگاه ملبورن نسبت به فرودگاه دبی خیلی کوچیکتره ولی با این حال فرودگاه خیلی قشنگیه ، البته به شلوغی دبی نیست. با توجه به اینکه وقتی به فرودگاه ملبورن رسیدم ٬ ساعت 3 صبح بود، تمام فروشگاههای داخل فرودگاه بسته بود و خیلی خلوت به نظر میرسید ، از هواپیما هم که پیاده شدم خیلی راحت مسیر خروج رو از روی تابلوهای راهنما پیدا کردم و به سمت درب خروجی که تاکسیهای زرد منتظر بودند رفتم.

 

از فرودگاه که اومده بودم بیرون و باید یه راهی برای رفتن به شهر پیدا میکردم ، ساده ترین راه گر

/ 205 نظر / 175 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رامین

سلام آقا مهیار. خیلی وقت پیش سفرنامهتو خونده بودم.(عالی بود)دوباره اومدم سربزنم ببینم چیزی جدید ننوشتی.در ضمن تبریک می گم مهاجرتتو. در ضمن اگه وقت کردی بازم بنویس واسمون یاعلی

اسماعیل

مهیار جان سلام از ظهر تا نیمه شب نشستم زندگی نامت رو میخونم چشمام داره میسوزه . واقعا زحمت کشیدی دست درد نکنه . من پند وقتی تصمیم گرفتم در خصوص مهاجرت به نیوزیلند و یا استرالیا اطلاعاتم رو تکمیل کنم و در صورت تصمیم گیری نهایی اقدام کنم . دارم همه جوانب رو میسنجم. لیسانس عمران دارم 28 سالمه حدود پنج سال سابقه کار در ایران دارم. و به اندازه زندگی شش ماهه هم پول دارم. کلی نظرتون در باره مهاجرت من با شرایط بالا چیه ؟ البته فقظ میخوام انتقال تجربه بدی نه چیز دیگه . با تشکر

alireza

سلام نوشتین که 2500 دلار در ماه برای دو نفر نیازه که تقریبا نفری میشه 1400 دلار اونجا با کار های دستی(کارگری) میشه همچنین حقوقی داشت

alireza

اقا مهیار اونجا ارزون ترین ماشینی که هست چند دلاره

ابوذر

سلام اقا خیلی خوب نوشتی من رفیق استرالیایی خیلی دااارم که خونمون هم میان جالبه همه حرفهای شما درسته

مهدی

آقا مهیار سلام یه دنیا ممنون که حقایق رو بدون کم و کاست نوشتی و نخواستی از استرالیا یه بهشت نشون بدی چیزی که من تصور میکردم. من تصور میکردم تنها مشکل من برای مهاجرت ،تقویت زبان تا آیلتس 7 و جور کردن سه سال سابقه کار تو ایرانه تا امتیاز لازم برای مهاجرت رو بگیرم بعدش با مهاجرت به استرالیا خیلی راحت میتونم تو یه شرکت عمرانی کار مهندسی گیر بیارم و سالی حداقل 70 هزار دلار درآمد داشته باشم و کلی پس انداز کنم ولی با خوندن سفرنامه شما فهمیدم نه همچین خبری نیست و مشکلات خیلی بزرگ و مختلفی سر راه یه مهاجر وجود داره و ممکنه پولی رو هم که با خودم می آرم که 40 تا 50 میلیون تومان باشه رو هم از دست بدم و دست از پا دراز تر برگردم.بازم ممنون که من رو به حقایق آشنا کردی .میخواستم نظرتون رو نسبت به تصورات قدیم و اخیرم بدونم. بازم ممنونم . آرزوی بهترین موفقیتها رو براتون دارم.

f

سلام خوبی؟ ممنونم بابت این نوشته هات ولی با توجه به جزئیات زیر میشه راهنماییم کنی؟ ما تو خانواده نسبتا پولداریم یعنی میتونن خرج دو سال زندگی اونجارو بهم بدن . 15 سالمه فعلا قصد ندارم از کشور برم میخوام لیسانسمو بگیرم بعد چون درسا به فارسیم همینجوری سخت هست حالا کی میاد اینارو به اینگلسی ترجمه کنه ؟ وضع ظاهریمم خوبه ولی سبزم فکر کنم چون ی دختر جوون باشمم اونجا بهتر بتونم تو اجتماع و میون مردم بدرخشم :) ولی هنوز رشته دبیسرتانمم انتخاب نکردم نمیدونم چی بردارم مهندسی عمران خوبه ؟ میخوام ی رشته باشه که تا 7-8 سال دیگه اونورا کار باشه واسش نظرتون لطفا ! راستی ایرانیا با افغانیا در ی سطحن اونجا ؟ یعنی کسی قادر نمیشه با ی ایرانی ازدواج کنه ؟ ما خانواده مذهبی نیستیم و میتونیم با شرایط عادی مردم اونجا کنار بیایم فقط این سلام نکردنشون منو حرص میده اینم بگم که به احتمال زیاد خواهرم سال دیگه برای زندگی میاد اونجا این به نفع من نیست ایا ؟ لهجه استرلیایی چه قدر فرق داره با اینگیسی؟ اونجا کلاس بازیگری هست ؟ چون به بازیگری و مشهور شدن علاقه خاصی دارم حدااقل تو این سن ممنون میشم جواب بدین

مطهره

سلام آقای مهیار ممنون از نوشته هاتون' مثل یه کتاب بهش سر می زدم و ی خوندمش [لبخند] نامزدم یک ماه پیش راهی ملبورن شد' تا چند ماه آینده من هم بهش می پیوندم' نوشته هاتون خیلی مفید بودن' ولی گاهی احساس تلخی رو در من بوجود می آوردن' یه کم شادتر بودن عالیه [خجالت] باز هم ممنون

علی رضا

اقا مهیار اونجا حقوق یه حساب دار متوسط ماهی چقدر و اینکه ایا حساب داری جز لیست مشاغل مورد نیاز هست؟ ممنون

علی رضا

اقا مهیار من چندتا مهاجرت نامه خوندم کسایی که خواستن برن استرالیا اکثرا پروسه کاراشون تا اماده شدن ویزا چهار پنج سال طول میکشه سوالم اینه واسه همه این طوریه یا روند کار میشه سریعتر انجام بشه؟ ممنون